X
تبلیغات
پژوهشهای ایرانشناسی
 
پژوهشهای ایرانشناسی
 
 
Iranology Research: تاریخ، فرهنگ، استوره، دین، ادب و جشنهای ایران
 

تارنمای گمانه مینویسد:

نامه‌ی منتسب به امیرکبیر خطاب به ناصرالدین شاه اولین بار به صورت رسمی توسط خسرو معتضد در برنامه “پلی به گذشته” معرفی شد  و سپس در بسیاری از سایت های خبری و شبکه های اجتماعی دست به دست شد. برای نمونه آنرا در سایت خبری تابناک ببینید.

متن نامه به شرح زیر است:

قربانت شوم الساعه که در ایوان منزل با همشیره‌ی همایونی به شکستن لبه‌ی نان مشغولیم، خبر رسید که شاهزاده موثق‌الدوله حاکم قم را که به جرم رشا و ارتشا معزول کرده‌بودم به توصیه‌ی عمه‌ی خود ابقا فرموده و سخن هزل بر زبان رانده‌اید. فرستادم او را تحت‌الحفظ به تهران بیاورند تا اعلیحضرت بدانند که اداره‌ی امور مملکت به توصیه‌ی عمه و خاله نمی‌شود.
زیاده جسارت است، تقی!

اما روزنامه‌ی اعتماد به قلم نصرالله حدادی آن را به دلایل زیر جعلی و فاقد اعتبار می‌داند:

۱- این سند در هیچ یک از کتب معتبری که درباره‌ی امیر فقید نگاشته شده یا اسناد و مدارک و نامه‌هایی که تا به امروز از او به چاپ رسیده مشاهده نشده است.
۲- هیچ شباهتی بین خط اصلی امیر، با این سند جعلی وجود ندارد.
۳- امیر حتی در روزگار تبعید نیز نامه‌ی عتاب آلود و تهدیدآمیز و ملامت انگیز به شاه ننوشت، چه رسد هنگامی که در اوج قدرت بود.
۴- نامه فاقد تاریخ است و اکثر نامه‌های امیر – آن هم در صورت صحت – در شرایط خلاف رأی همایونی رای جستن، چگونه قید تاریخ ندارد؟
۵- استفاده از علاماتی مثل نقطه، ویرگول و… در مکاتبات عهد قاجار و به خصوص در دوران امیر مرسوم نبوده است.
۶- نام شاهزاده‌ی معزول اولاً مغشوش نوشته شده و می‌توان آن را موثق‌الدوله، مؤیق‌الدوله و مویق‌الدوله خواند که چنانچه موثق‌الدوله درست باشد، دو نقطه‌ی زیر آن برای چیست؟
۷- با تمام جست‌وجویی که در میان کتاب‌های معتبر عصر قاجار به عمل آمد، به چنین نامی- حتی موثق الدوله – برنخوردم.
۸- امیر همواره همسر دومش و خواهر ناصرالدین شاه را ملک زاده خانم خطاب می کرد و در مراسلات از او نام می برد و هیچ‌گاه در هیچ یک از مراسلات او به شاه، حتی هنگام گله از عزت الدوله، او را «همشیره‌ی همایونی» خطاب نمی‌کرد.
۹- امیر همواره نامه‌هایش را با رقم مهر «میرزامحمدتقی خان»، «محمد تقی بن محمد قربان»، «المتوکل علی الله محمدتقی»، «عبده الراجی محمدتقی» و «لا اله الا الله الملک الحق المبین محمدتقی» ممهور می‌ساخت و دیده نشده که در مراسلاتی که از او باقی مانده، «تقی» مهر و امضا کند.

اما جعل این اسناد به چه منظور است؟
نویسنده‌ی مقاله معتقد است: پاسخ این سؤال می‌تواند دلایل گوناگون داشته باشد. درباره‌ی سند مورد اشاره شاید جاعل قصد آن داشته تا چهره‌ی دیگری از امیر ارائه داده و اصلاً هم در ظاهر امر سوءنیت نداشته باشد و از سر شیفتگی دست به چنین کاری زده باشد، اما همواره این‌چنین نیست و گاهی برای انحراف تاریخ، منظور حلیت یک چهره‌ی سیاسی و مخدوش کردن چهره‌ی مقابل آن باشد.

خسرو معتضد اما در مصاحبه ای با عصر ایران  بدون ارائه دلایل بیشتر گفت: من تحقیق کرده ام و می گویم سند درست است اما برخی می خواهند خودنمایی کنند و در این سند تشکیک می کنند.

همچنین شاهین سپنتا در وبلاگش اشاره میکند که به تازگی این نامه به شکل یک تابلو در باغ فین کاشان نصب شده است.

در نقد این نامه همین بس که حتا نخست وزیران پس از انقلاب مشروطه نیز هرگز با چنین لحنی با پادشاه سخن نمیگفته اند، چه برسد به یک صدر اعظم پیش از مشروطیت. این نامه جعلی اگر درست هم میبود نقطه قوتی برای امیرکبیر نبود. چراکه در نبود قانون و مشروطیت، دیکتاتوری و استبداد برای پادشاه طبیعی و بدیهی است و این نامه خود نشانگر خوی دیکتاتوری امیرکبیر است.



 |+| نوشته شده در  92/02/09ساعت 8  توسط ایرانشناسی  | 

ابومنصور محمد بن عبداللّه المعمرى وزير ابومنصور بن عبد الرزاق از جانب او مأمور گردآوردن دانایان خراسان براى نوشتن شاهنامه‌اى به نثر پارسى شده بود.وى بعد از آنكه كار سرودن شاهنامه را به پایان رسانید،مقدمه‏‌ای برآن نگاشت (346 هجرى) كه به «مقدمه قديم شاهنامه» معروف است و اينك نمونه‏‌ای از آن در مقدمه بعضى از نسخ قديم شاهنامه در دست داريم

مقدمه شاهنامه ابومنصوری را نخستین بار علامه محمد قزوینی به عنوان کهن‌ترین  نثر پارسی شناخت و آنرا با چندین نسخه مقابله کرد و در سال 1299 شمسی با حواشی و یادداشت‌های دقیق و سودمند آماده چاپ کرد.حاصل کار آن زنده یار نخست در جزو دوم بیست مقاله در سال  1313 و بعدها با تغیراتی در کتاب هزاره فردوسی منتشر شد.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  92/02/02ساعت 12  توسط ایرانشناسی  | 
اواسط اکتبر ۱۹۷۹ (مهر 1358) یک افسر سیا در تهران دو گزارش اطلاعاتی به مقام‌های ارشد دولت نخست وزیر مهدی بازرگان ارائه داد. موضوع اصلی این گزارش‌ها این بود که دولت عراق در حال آماده سازی برای یک حمله احتمالی به ایران است و این که ایران می تواند از سیستم استراق سمع ساخت آمریکا برای رصد و مقابله با آماده سازی‌های مذکور استفاده کند. این گزارش‌ها اوج ماه‌ها مباحثه بین دو دولت در مورد همکاری اطلاعاتی در خصوص موضوع‌های حاوی منافع مشترک بود. این تبادل اطلاعات نوپا به وسیله اشغال سفارت آمریکا در تهران در ۴ نوامبر ۱۹۷۹ توسط دانشجویان اسلام گرای تندرو متوقف شد و به شدت روابط ایران و آمریکا را مختل کرد و باعث استعفای بازگان گردید. دولت بازرگان جانشین خود را از هشدار آمریکا مطلع نساخت. عراق در واقع در سپتامبر ۱۹۸۰ به ایران حمله کرد و جنگ هشت ساله‌ای را آغاز کرد که دو کشور را ویران و منطقه را متحول کرد.

این مقاله وقایعی را که به ارائه این گزارش‌ها منجر گردید و جزئیات آن گزارش‌ها را شرح می دهد- موضوعاتی که به کفایت در بسیاری از روایت‌های منتشره در مورد روابط ایران و آمریکا در این دوره پرداخته نشده است.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  92/01/25ساعت 16  توسط ایرانشناسی  | 

در جریان تسخیر سفارت آمریکا در تهران در ۱۳ آبان ۱۳۵۸ به دست دانشجویان پیرو خط امام، ۶ نفر از کارکنان سفارت آمریکا گریختند و در خانه سفیر کانادا در تهران پنهان شدند. سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا -سیا-  تصمیم گرفت عملیاتی برای نجات این نفرات انجام دهد. در این میان طرح تونی مندز (با بازی بن افلک) مورد پذیرش قرار می‌گیرد که بر اساس آن یک گروه فیلم‌سازی قلابی چنین وانمود می‌کند که برای یافتن لوکیشن فیلم خود، بازار تهران را برگزیده است. کارگردان و تهیه‌کنندگانی واقعی از هالیوود استخدام می‌شوند تا پروژه فیلم علمی-تخیلی به نام «آرگو» را کلید بزنند. کانادا همان زمان برای این آمریکایی‌ها گذرنامه‌های جعلی کانادایی ساخته است. نهایتا با بهره از نامه تاییدیه وزارتخانه مبنی بر همکاری با دست‌اندرکاران پروژه فیلم آرگو، دیپلمات‌های آمریکایی به عنوان تعدادی کانادایی از فرودگاه مهرآباد به مقصد سوئیس می‌روند و به محض خروجشان، کانادا اعلام می‌کند که در این باره همکاری کرده است؛ ولی به دلیل ملاحظات امنیتی، حرفی از اصل موضوع، یعنی طراحی سازمان سیا زده نمی‌شود. واقعیت این است که در سال ۱۹۹۷، پس از ۲۰ سال، اسناد این پروژه محرمانه از حالت محرمانه خارج می‌شود و یک دهه بعد در سال ۲۰۰۷، فاز بعدی این قهرمان‌پروری انجام می‌شود و آن مقاله‌ای است که جاشوآ بیرمن به نام «چگونه سیا با یک فیلم علمی-تخیلی قلابی آمریکایی‌ها را از تهران نجات داد» نوشت.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  91/12/17ساعت 12  توسط ایرانشناسی  | 

فریدون جنیدی در کار شاهنامه و زبان‌های پهلوی و اوستایی است. جنیدی  32 سال است یک بنیاد را هم برای این کار راه انداخته و چهار واژه ساخته است. او محمدعلي فروغي را شخصيتي مي‌داند که نوکرِ انگليسي‌ها بوده و از آنها خط مي‌گرفته است. او فروغي را شايسته تکريم نمي‌داند و خدمات فرهنگي‌اش را سطحي مي‌داند. تنها کار قابل دفاع او را تلاش براي جلوگيري از تغيير خط فارسي مي‌داند. از نگاه جنيدي اين تنها فروغي نيست که شخصيتي سطحي و گوش‌به‌فرمان انگليسي‌هاست. مجتبي مينوي هم از نگاه او کاري نکرده است. نيما يوشيج يا فريدون مشيري به گفته‌ي او در حال فراموشي از ذهنِ مردم هستند. او مي‌گويد درباره خيام يکي محمدعلي فروغي کار کرده و بعد از او صادق هدايت که هيچ‌کدام هم خيام را نمي‌شناختند. بعد از آنها اين تنها فريدون جنيدي بوده که چهره واقعي خيام را شناخته و قصد دارد آن را به زودي به ديگران نشان بدهد.

او میگوید دهخدا حق نداشته فرهنگ لغت چاپ کند. همچنین استاد معین. او میگوید به جای تلفن بگوییم دورواژ، به جای تلویزیون، دورنما و به جای رادیو، دورآواز. همچنین میگوید "اولین کسی است که توانسته هزاران صفحه بنویسد بدون یک واژه تازی و بدون اینکه واژه ای اختراع کرده باشد". کل مصاحبه را در زیر بخوانید

 عليرضا غلامي

 


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  91/11/22ساعت 16  توسط ایرانشناسی  | 
جشن سده جشن پیدایش آتش است. موبدان و بانوان مشعل بدست گرفته و بسوی جایگاه آتش میروند تا بوته ها را بر افروزند و نوید دگر بار افروخته شدن آتش سَده را بدهند،آتشی به گرمی دل ایرانی،شعله ...ای به فروغ بینش آریایی و گویای پایداری آیین های ما،جمعی پرشور از ایرانیانی فارغ از هر کیش و مذهب و طرز تفکر سیاسی که جویای هویت راستین خود هستند .
موبدان لاله بدست،اوستا زمزمه میکنند...

نیاکان ما در روزگاران بسیار کهن،سال را به دو پاره بخش میکردند. تابستان بزرگ که هفت ماه به درازا میکشید،در نخستین روز فروردین ماه آغاز و آخرین روز مهر ماه پایان می یافت. و زمستان که از آغاز آبان ماه شروع میشد و تا پایان اسفند ماه به طول می انجامید. جشن سده،برابری میکند با سَدمین روز از آغاز فصل زمستان و از سویی دیگر 50 شب و 50 روز به جشن نوروز یا اول تابستان مانده بود.
جشن های آذرگان،شهریورگان و سَده همگی برای بزرگ داشت آتش بوده اند که سده بزرگترین آن بشمار میاید.
آتش و نور و خورشید همواره نماد رویش و زندگی بوده اند،در همه فرهنگ ها و البته تجلی خداوند در ایران زمین. آتش همواره جایگاهی والا و سپند(=مقدس) نزد ایرانیان داشت. امروزه هم در داستان هایی(=ضرب المثل هایی) که ریشه در این باور ها دارند پایبندی به این نماد هارا میبینیم:
«اجاق خانه ات خاموش مباد»
«قسم خوردن به سوی چراغ»
و بر افروختن شمع در جایگاه های سپندینه و... .

اینها همه باورهایی با ریشه استوار و چندین هزار ساله است.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  91/11/11ساعت 11  توسط ایرانشناسی  | 

آیا شخصی به نام و نشان عیسی مسیح در آن برههً زمانی که انجیلها صحبت می دارند، وجود خارجی داشته است؟ این سوالی است که غالباً در باب وی حتی در ضمیر پنهان برخی به عمل آمده و می آید. بدین نحو پرسش، پاسخ صریح آری یا نه ناممکن می نماید، چون در تالیفات بزرگترین تاریخ نویس یهود یعنی یوسف فلاویوس با تمایلات زئالوتی (مسیحیت سیاسی بنیادی) که حدود هفت سال بعد از عهد عیسی مسیح انجیلها، تولد یافته بود، کسی تحت چنین نام و نشانی معرفی نشده است؛ در صورتی که می دانیم این تالیفات از لحاظ رعایت بی طرفی در بیان وقایع تاریخی- اجتماعی عهد عیسی مسیح و دهه ای چند ما قبل و ما بعد آن آثار بسیار پر ارزش و بی نظیر می باشند.

بر همین پایه است که کری ولف مولف کتاب معروف "در بارهً انجیلها" در بررسیهای خود بدین نتیجه می رسد که بگوید: "باری حتی یک منبع تاریخی قابل ارزش یافت نمی شود که وجود کسی به نام عیسی مسیح را تایید کند".

آلبرت شوایتزر هم در این باب می گوید:" آن عیسی ناصری که ظاهر شد مانند مسیح و موعظه کرد علم اخلاق حکومت خدایی را و پایه گذاری نمود حکومت آسمانی را بر روی زمین و مُرد برای اینکه گناه جهانیان را با قدسیت خویش بخرد، هرگز وجود خارجی نداشته است."


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  91/11/02ساعت 12  توسط ایرانشناسی  | 

جدال قلمی مارک گازیوروسکی استاد آمریکایی و داریوش بایندر، پژوهشگر ایرانی، نه اولین مورد از این دست اختلافات است و نه آخرین؛ جدال درباره واقعه‌ای که بر سه نسل از ایرانیان تاثیرگذار بوده است. نسلی که آرمان‌هایشان را در نهضت ملی نفت جست‌وجو می‌کردند و با کودتا سرخورده شدند و به کنج انزوا خزیدند، نسلی که پس از انقلاب به بازیابی و بازسازی آن آرمان‌ها دست یازید و تلاش کرد تصویری نو از وقایع ارائه کند و نسل حاضر که همچنان در پی حقیقت تاریخی است که بر سرزمینش رفته است. تاریخی که نه فقط تاریخ‌نگاران، سیاستمداران، روشنفکران و تحلیلگران به تصویری یکه و قطعی و مستند از آن دست یافته‌اند که حتی بازیگران اصلی آن ملی‌گرایان، روحانیت و عوامل خارجی هم به درستی نقش خویش را در رقم زدنش به خاطر نمی‌آورند.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  91/09/25ساعت 9  توسط ایرانشناسی  | 
پژوهشگراني همانند پيرنيا، پورداوود و زرين‌كوب دوره‌ي ساساني را مي‌ستايند. اما از سوي ديگر، كساني چون فریدون جنیدی، هاشم رضي و عبدالرفيع حقيقت نگاهي ديگر به اين دوره‌ي تاريخي ٤٣٠ ساله دارند و شاهنشاهي ساسانيان را ”دوران فرمانروايي مغان“ و ”روزگار موبد‌- شاهي“ و "حکومت دینی زرتشتی" مي شناسانند. حتا روشنفكراني كه بيرون از چارچوب‌هاي تاريخي كار كرده‌اند، تيتروار ساسانيان را به كشتن مخالفان ايدئولوژيك و سركوب پيروان دين‌هاي ديگر متهم مي‌كنند.

دو پادشاه ایران یهودی زاده بودند و نسل پادشاهی ساسانیان از همین یهودی زادگان به پیش رفت. همسر انوشه روان دادگر هم ترک بود و خسرو پرویز همسرانی مسیحی داشت که یکی از آنان بیزانسی بود. چنین کسانی نمیتوانستند تعصب دینی و نژادی داشته باشند.

پربیراه نیست اگر ساسانیان را یکی از آزاداندیش ترین فرمانروایی های تاریخ ایران و جهان در دوران گذشته بدانیم و دوره ساسانی را دوره جدایی نهاد دولت از نهاد دین بشناسیم. ویژگی که در دوره های پیش از آن یعنی هخامنشی، سلوکی و اشکانی هم پیشینه داشت.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  91/09/09ساعت 10  توسط ایرانشناسی  | 
بهرام روشن‌ضمير«بسياري از انديشمندان و دانشوران تاريخ معاصر ما ناشناخته مانده‌اند. اگر از توده‌هاي مردم بخواهيد چند انديشه‌گر و روزنامه‌نويس و قلم‌به‌دست تاثيرگذار را نام ببرند، پاسخي دريافت نمي‌كنيد. شايد تنها نام يكي دو تن به گوش‌شان خورده باشد. اما از انديشه‌هاي‌شان چيزي نمي‌دانند. ميرزا آقاخان كرماني يكي از آن دانشوران است كه ناشناخته مانده است. با آن‌كه نزديك به ١١٧ سال از كشته شدنش مي‌گذرد، مردم با انديشه‌هاي او آشنا نيستند و نمي‌دانند كه پدر فلسفه‌ي تاريخ ايران و از بنيان‌گذاران انديشه‌ي ناسيوناليسم نوين ايراني بوده است. افزون بر اين كه از پيشگامان جنبش روشنفكري و روشنگري ايران نيز شمرده مي‌شود».


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  91/07/30ساعت 8  توسط ایرانشناسی  | 

  RSS 

 
  بالا